تاریخ : پنجشنبه هشتم بهمن 1394 | 11:02 قبل از ظهر | نویسنده : مرتضی ضیایی


تاریخ : یکشنبه هفتم خرداد 1396 | 06:35 بعد از ظهر | نویسنده : مرتضی ضیایی

برداشتی از سی دی پردازش  

به قلم کمک راهنمای محترم حسن رضوانی

بنیان کنگره 60 جناب آقای مهندس دژاکام درسی دی پردازش عنوان می فرمایند : انسان ربات نیست ولی به نحوی می تواند زندگی رباتی داشته باشد اگر انسان از تفکر ، تعقل و آموزش صحیح برخوردار نباشد می تواند وارد چرخه ای از ضدارزشها مانند مواد مخدر ، سکس و الکل و ... گردد و عملکرد او مانند ربات شود یعنی مصرف کننده مواد مخدر ، مواد مخدر را به عنوان فرمانده قبول کرده و از آن فرمان بگیرد . که در یک چارچوب مشخص زندگی کند و از تفکر صحیح برخوردار نباشد .

برای رهایی از مشکلات انسان نیازمند آموزش سالم ، تفکر و تجربه می باشد تا بتواند خوب را از بد تشخیص دهد و بتواند هر عملی را پردازش کند . اگر این عمل بطور صحیح صورت پذیرد درصد اشتباهات انسان کاهش می یابد و حتی در مسائلی مانند خوردن ، خوابیدن و هر عمل کوچک و بزرگ دیگری را می توان مورد پردازش قرار داد . این مهم در مثلث تفکر ، تجربه و آموزش در جهان بینی استاد امین به زیبایی عنوان شده است : انسان باید از تجربیاتش آموزش بگیرد و این یعنی پردازش .


ا


ادامه مطلب
تاریخ : پنجشنبه دهم فروردین 1396 | 03:24 بعد از ظهر | نویسنده : مرتضی ضیایی

ز سی دی علم 1 آموختم:

1-در سفر اول خواسته فقط رهایی از نیروهای شیطانی است.

2- ما باید این نکته را بدانیم؛ چه در نقطه ضعف قرار بگیریم ، چه در نقطه قوت، باید بدانیم که انسان آن چیزی را که بدست می آورد؛ شامل توانایی و ناتوانی فرقی نمی کند، چیزهایی هستند که خودش با دست های خودش فراهم کرده و تا این جا برای خودش بوجود آورده است.

3- نیروهای تخریبی در انسان می تواند حسادت و در ادامه نفرت را بوجود بیاورند.مثل مقایسه دو نفر

4-ما زمانی می توانیم از قیاس جدا شویم که بدانیم که هر چیزی را که بدست آورده ایم دقیقا ذره ذره هایش را پرداخت کردیم در این صورت از قیاس جدا می شویم.

5-کسی که به مرحله کشف و شهود می رسد باید خیلی چیزها را در درون خودش تجربه بکند و خیلی سختی ها را تجربه بکند.

6-ما در مسئله یاد گرفتن علم در بررسی قوانین و در تجربه کردن همیشه قیاس می کنیم.

7-مسئله قیاس بهترین کارش این است که خودمان را با خودمان مقایسه بکنیم. مثل زمانی که مصرف کننده بودیم یا زمانی که درمان شده ایم.

8- الگو قرار دادن با مقایسه کردن فرق دارد.مثل راهنمایی که کارش خوب و درست است را الگو (مدل) قرار بدهیم.

9- قوانین در انسان ها ثابت هستند. مثل آب خوردن، هنگام تشنگی  یا سفر تدریجی که سیستم شبه افیونی راه اندازی می شود.

10-علم؛ شامل کشف قوانینی می شود که آن قوانین بر راستی یا درستی حقیقت دلالت داشته باشد.

11- اگر قوانینی بر راستی و درستی دلالت نکند در واقع نقاب بر چهره دارد که اگر نقاب را بر دارد در واقع مثل؛ سم زدایی می شود که جز تخریب و افتضاح و مشکلات چیز دیگری از آن بیرون نمی آید.

12- نتیجه: اگر علم باشد باید محصول داشته باشد و محصولش هم باید محصول خوبی باشد.

13-علم باید قابل انتقال باشد، یعنی باید چرخش داشته باشد.

14-آموزش و تکامل در جمع صورت می گیرد.

15-نیروهای تخریبی در مسیر آموزش به دو صورت وارد کار می شوند: 1)- آموزشهای غلط 2)-چون به تنهایی نمی شود اتفاق بیفتد، آموزش باید به صورت دو نفری یا جمع اتفاق بیفتد، حالا می شود خرابکاری کرد.

16- خرابکاری به صورت آموزش قلابی باشد یا یک کاری بکند که شخص ، آموزش ناپذیر شود، یک اتفاقی برای ما بوجود بیاید که ما آموزش ناپذیر شویم، اگر چنین کاری بکنند موفق می شوند.

17- قرون وسطی؛ به قرنهایی گفته می شود که از سده، ششم و هفتم میلادی شروع می شود تا قرن شانزدهم میلادی 

18- اتفاقات قرون وسطی ؛ جنگهای صلیبی ، استقرار مسیحیت یا استقرار کلیسا بعنوان قدرت اول تصمیم گیری بود.






تاریخ : جمعه چهارم فروردین 1396 | 11:35 قبل از ظهر | نویسنده : حسن رضوانی

برداشتی از سی دی پایان

هر تولدی پایانی است و هر پایان نقطه آغازی دارد.هدف از آمدن ها  و رفتن ها باید مشخص گردد ، تا انسان مانند شن های روان به دور خود نچرخد و هر چه زودتر بتواند تکالیفش را به انجام برساند و در نهایت به هدفش برسد.برای رسیدن به این اهداف ابزاری در اختیار انسان قرار می گیزد مانند جسمش که همان خانه می باشد.آموزش نقش مهمی در چگونگی بهره گیری از این خانه دارد و در اینکه چه چیزی را به خانه ببریم. و در نهایت هر چه باغ سبزتر،  باغبان خرم تر است.

جسم به صورت خودکار عمل می کند.عملکرد جسم بسته به موادی(مواد مخدر ،ترس،کینه ،دروغ ،نفرت و سایر ضد ارزش ها یا دوست داشتن ، محبت و سایر ارزش ها) که در اختیارش قرار می گیرد متفاوت است.ذره خوبی به همان اندازه ذره بدی می تواند تاثیر گذار باشد.پایانی برای جسم و صور پنهان آدمی وجود ندارد.اگر به این باور رسیده باشیم که جسمی که در آن سکنا گزیده ایم ریشه در گذشته دارد و اگر در گذشته در این جسم تخریب ایجاد کرده باشیم دوباره همان جسم با همان تخریب ها به ماتحویل داده می شود ؛ یا اگر مسئله اعتیاد حل نشود دوباره این مسئله برای ما موجود می باشد؛و این مهم بر اساس عدالت خداوند می باشد.ما نباید فکر کنیم ، ما مدتی در این جسم مهمان هستیم و با پایان عمر از این جسم خارج می شویم و دیگر به آن بر نمی گردیم .بلکه باید بدانیم همانگونه که در خواب این مسایل و مشکلات تغییری ایجاد نمی شود ، با مرگ هم در این مشکلات تغییری به  وجود نمی آید.خصوصیات و تفکر انسان در این دنیا مانند ظرف پلاستیکی می باشد که درون آن مشخص نیست و در دنیای دیگر جنس این ظرف از شیشه و بلور می باشد و درون این ظرف هر چه باشد عشق یا نفرت مشخص و معلوم می باشد.

 

 



تاریخ : جمعه چهارم فروردین 1396 | 10:35 قبل از ظهر | نویسنده : مرتضی ضیایی

از سی دی قیاس آموختم  :


1)مسئله مهمی که در سفر دوم با آن روبه رو شویم و هرکس بخواهد از سفر دوم عبور کند با آن روبرو می شود، آن مسئله تسخیر شدن است.

2)تسخیر اثر مواد روی انسان است.یعنی مواد روی حسهای انسان پرده و حجاب می کشد.

3)سخت بودن سفر دوم به دلیل غیر قابل رویت بودن آن است.

4)ناامیدی و منیت در سفر دوم خودشان را نشان می دهند و سنتهای ما غیر قابل تغییر هستند.

5)وقتی سنتهای الهی را بشناسیم ،به خوبی می توانیم از پس آزمایشهای سفر دوم بربیاییم.

6)تمام جوامعی که منهدم شدند ،جوامعی بودند که قدرتمند شدند و به فساد رسیدند و به نابودی کشیده شدند.

7)ما به دلیل عدم آگاهی از خیلی از مسائل قیاس انجام می دهیم و در صورت به دست آوردن نتیجه بدتر برای تلاش خودمان نسبت به دیگران حسادت می کنیم.

8)عقل انسان قیاس را به درستی انجام می دهد ولی داده هایی که برای قیاس استفاده می کنیم، ناقص است.

9)وقتی قیاس انجام می دهیم ،احساس بیزاری نسبت به شخص دیگر یا به خدا یا خودمان داریم که از همه بدتر بیزاری نسبت به خودمان است.

10)قیاس بهانه ای برای به قدرت به دست گرفتن نفس اماره است تا عقل را در پرتگاه سقوط قرار دهد.

11)در تمام نقاطی که انسان توسط نفس بایکوت می شود ،دور اهی انتخاب است.

12)خواسته های نامعقول و قیاس انسان را به نابودی می کشاند.

13)چیزی که در انسان مهم است قدرت جذب است وگرنه دنیا پر از آگاهی است.

14)در زمینه اعتیاد زمانی می توانیم درمان شویم که بستر آن در ما بوجود بیاید.

15)تفاوت بین انسانها در نفس و عقل و دانایی آنهاست.

16)هیچ چیزی برای انسان نیست ،به غیر از آن چیزی که برایش تلاش می کند.

17)حسادت ما روی دو مبنا حرکت می کند:الف)ما شرایط لازم را در خودمان بوجود نیاوردیم.ب)ما هنوز به آگاهی نرسیدیم.

18)قیاس ما براساس اطلاعات بسیار ناقص ماست:الف)از گذشته او اطلاع نداریم.ب)از فرمان خودمان و از فرمان او اطلاع نداریم.

19)در قیاسهای ما زمان خیلی مطرح می شود و فقط زمان را می بینیم.

20)قیاس یکی از ابزارهای کاربردی نفس اماره است.

21)وقتی برای بدست آوردن خواسته هایمان نیازمند انرژی هستیم و وقتی آن را از راه اشتباه بدست آوردیم.در حین بدست آوردن خیلی چیزها را از دست می دهیم.

22)شیطان اول پاداش می دهد بعد کار را از تو می خواهد .ولی خدا اول کار را می خواهد، بعد پاداش می دهد.

23)انسان به تنهایی نیروی خاصی نداردو اگر بخواهد در انسانها تغییراتی بوجود بیاورد ،باید یک سری نیروها تحت فرمانش باشد.

24)قطبهای منفی برای اینکه بتوانند در کائنات رشد کنند ،شرطش این است که در آن زمین دانایی و آگاهی رشد نکند.

25)انسان وقتی فکر می کند عدالت وجود ندارد وارد بازی خواسته نامعقول می شود و ابزار او در آن افراد با استعداد و توانا است و آنها شروع به حرکت می کنند و جلوی رشد دانایی و آگاهی در زمین گرفته می شود.

 



تاریخ : جمعه چهارم فروردین 1396 | 10:14 قبل از ظهر | نویسنده : حسن رضوانی

برداشتی از سی دی بستن دهان

تمامی مطالب کنگره 60 به نحوی به جسم ، روان وجهان بینی ختم می شود.در این سی دی مطالب مهمی عنوان می شود.بسیاری از مسایل که پیرامون آدمی رخ می دهد به نوعی مربوط به دهان می باشد .این مسایل مانند خوردن ، آشامیدن و صحبت کردن می باشد. انسان باید در مورد تمامی این مسایل اندازه نگه دارد.انسان برای خوردن باید از جهان بینی قوی برخوردار باشدو گر نه جسم دچار آسیب می شود . انسان باید بداند کی ، چه چیزی و به چه میزان می تواند بخورد ؟ بعضی از طعام های حرام برای تفکر پوشش ایجاد می کند ، مانند مواد مخدر زمانی که تریاک مصرف می شود می تواند بر روی حواس انسان اثر منفی داشته باشد و روی این حواس پرده و حجابی قرار دهد و در نهایت روی گفتار انسان هم می تواند اثر داشته باشد. یک مصرف کننده مواد زمانی که باید خاموش باشد، صحبت می کند و زمانی که باید صحبت کند ،خاموش می باشد . در زمانی که باید بخرد، می فروشد و بالعکس.هر عملی که بی موقع اتفاق بیفتد باعث از بین رفتن داشته های انسان می شود.

انسان زمانی می تواند بر این دروازه مدیریت داشته باشد که در ابتدا ندانی را بداند و این عمل به واسطه آموزش های کنگره 60 حاصل می شود.

زاغکی قالب پنیری دید                             به دهن برگرفت و زود پرید

بر درختی نشست در راهی                       که از آن می گذشت روباهی

روبه پر فریب و حیلت ساز                          رفت پای درخت و کرد آواز

گفت به به چقدر زیبایی!                           چه سری چه دمی عجب پایی!

پر و بالت سیاه رنگ و قشنگ                      نیست بالاتر از سیاهی رنگ

گر خوش آواز بودی و خوشخوان                    نبدی بهتر از تو در مرغان

زاغ می خواست قار قار کند                         تا که آوازش آشکار کند

طعمه افتاد چون دهان بگشود                       روبهک جست و طعمه را بربود

در پایان بهار طبیعت بر بنیان کنگره60 آقای مهندس دژاکام و تمامی اعضای کنگره 60 پر شگون باد



تاریخ : چهارشنبه دوم فروردین 1396 | 05:09 بعد از ظهر | نویسنده : مرتضی ضیایی

علم دو قسمت دارد : یکی مصرف و دیگری تولید ممکن است یکی کتاب بخواند ولی تولیدی نداشته باشد .و آن شخص مانند حماری است که کتاب حمل می کند .

برای دستور جلسه امروز من یک مطلبی را در نظر گرفته ام که امیدوارم خوب بیانش بکنم و این در مورد خود انسان است و در ادامه به این می رسیم که معلمی در واقع چه جور کاری است و اگر جایگاهی دارد به چه دلیل است .

من آنچه که خودم تجربه کردم را بیان می کنم و البته از چیزهائی هم استفاده می کنم .

برای شروع نقطه ابتدا در داستان آدم و حوی آمده است ، داستان آدم و حوی از خلقت انسان شروع می شه که یک جفت بعنوان نمونه آفریده می شوند و خداوند از آنها می پرسد که آیا من پروردگار شما هستم و آنها هم تائید می کنند و این چند بار در کلام الله به کار رفته ، داستانهائی که چند بار تکرار می شود یک چیزهائی در آن هستند که انسان با چند بار خواندن متوجه آن شود. و بعد مسئله سجده شیطان مطرح می شود که شیطان حاضر نمی شود که به انسان سجده کند در حقیقت شیطان عصیان می کند در مقابل امر پروردگارش . و اون هم می گه باید بری بیرون و شیطان می گوید به من فرصت بده تا من تمام زورم را بزنم و خداوند می گوید برو که تو از فرصت داده شدگان هستی .

خداوند به آدم و حوی می گوید شما هم اکنون در بهشت هستید و هرچه را بخواهید برایتان فراهم می شود . اصولاً بهشت به همین معناست که انسان هرچیزی را بخواهد و یا اینکه دوست دارد فلان اتفاق بیافتد و یا ... و بعد از چند روز یا چند ساعت به صورت عجیبی آن فعل اتفاق می افتد . یعنی آن خواسته بطور عجیبی برایتان فراهم می شود.

این اتفاق افتادن ، می تواند نزدیک بهشت بودن هم باشد . چون خواسته های انسان به اجراء در می آید .

خداوند می گوید شما هرچه بخواهید هست ، فقط این یک کار را انجام ندهید و به این شجره نزدیک نشوید. 
این شجره در کلاس های جهان بینی بعنوان شجره خبیثه مطرح شده ، نه به اینکه یک درخت که یک میوه داشته باشد ،به معنی یک ریشه و یک چیزهائی که متصل است به آن درخت که به آن درخت نزدیک نشوید و فقط همین یک کار را از آنها می خواهد که همین یک کار خیلی مسائل درش وجود دارد .

و شیطان که عصیان کرده بود ، به آنها می گوید می دانید خداوند چرا به شما گفت که از این استفاده نکنید ، آنها که صفر کیلومتر بودند گفتند نه : و در جواب گفت : بخاطر اینکه خداوند می خواست شما از این که هستید بهتر نشوید و به درجه بالاتر و فرشتگان برگزیده نرسید ... و آنها این کار را انجام می دهند و تاثیری که در آنها ایجاد می شود اینکه یک سری چیزها که متوجه آن نبودند برایشان آشکار می شود ، که می روند بدنبال برگ ها و خود رو می پوشونند و خداوند به آنها می گوید : شما اینجا نقض فرمان انجام دادید ، پس باید سقوط کنید به زمین بروید و باید آزمایش بشوید تا اینکه دوباره بتوانید برگردید به جای اولتان .

Image result for ‫امین دژاکام‬‎


ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1395 | 11:50 قبل از ظهر | نویسنده : حسن رضوانی

برداشتی از سی دی کاروان :

به قلم کمک راهنما حسن رضوانی

در سی دی کاروان آقای مهندس به خواسته انسان اشاره می کند . اگر انسان بخواهد کاری را انجام دهد یا انجام ندهد ممکن  است هزیزان توجیه و بهانه برای این امر داشته باشد . جسم و روان مانند اسب و سوارکار است کگه باعث حرکت می شود و آموزش و یا نادانی نقش بسیار مهمی در مقصد کاروان دارد و این بستگی به راهنمای خوب که دارای اطلاعات مثبت و صحیح باشد یا راهنمایی با اطلاعات منفی و دارای جهل باشد و چگونه آدرس بدهد . آدرس ممکن است مصرف مواد مخدر باشد یا پرخوری یا هرگونه ضد ارزش دیگر . این همان آدرسی است که به فرد داده شده است و بابت آن لذت می برد و بعد از مدتی متوجه می شود که مانند اسب عصاری که چشمانش بسته است و گرد خود می چرخد انرژی خود را مصرف کرده بدون آنکه به هدف نزدیک شده باشد و اگر بخواهیم غیر از این باشد باید در ابتدا آدرس را پیدا کنیم تا رسیدن به هدف خسته کننده نباشد . اگر انسان آدرس زندگی کردن را بلد باشد مثل این که چه چیزی بخورد ، چه اندازه بخورد ، چگونه کار کند ، در چه زمانی کار کند و هر کاری را در زمان و مکان خودش انجام دهد در این صورت زندگی لذت بخش می شود در صورتی که آدرس اشتباه باشد حتی هم کلام شدن با یکدیگر باعث بیماری ، کینه ، نفرت ، دروغ و ضدارزش خواهد شد .

مردی با اسب به تاخت می رفت اینگونه به نظر می رسید که مقصد بسیار مهمی دارد مردی در کنار جاده ایستاده بود با فریاد از او پرسید به کجا می روی ؟ مرد اسب سوار جواب داد نمی دانم از اسبم بپرس . این داستان زندگی خیلی از مردم است . آنها سوار بر عادت ها و باورهای غلطشان می تازند بدون آنکه بدانند کجا می روند .

 

 

 

 



تاریخ : سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1395 | 11:47 قبل از ظهر | نویسنده : حسن رضوانی

برداشتی از سی دی طراط مستقیم

از صبحگاهان تا شامگاه از قدرت متعال می خواهیم ما را به راه مستقیم راهنمای کندنه راه گمراهان.حلقه مفقوده این زنجیر تشخیص این دو راه از همدیگر می باشد.ما همیشه از بعد از هر نماز از خداوند می خواهیم که گناهان ما را ببخشداز کوتاه ترین راه و خیلی ساده ذکر می گوییم دعا می خوانیم وا از خداوند طلب عفو می کنیم و بعد فکر می کنیم همه چیز تمام شده است مثل اینکه در کنگره فقط با مطالعه جزوه  جهان بینی و کتاب 60 درجه می توان ره به سر منزل مقصود بردو چون به  خلوت می رویم آن کار دیگر می کند.وبا حلوا گفتن دهان شیرین نمی شود  وباید دردسر های پخت حلوا را تحمل کرد.کسی که ده سال مصرف مواد مخدر داشته سه روزه نمی تواند به به صراط مستقیم برگردد نشانه صراط مستقیم این است که اول سختی دارد ودر پایان به سلامتی وخیر ختم می شود .انسان هر کاری که می خواهد انجام بدهد باید در ابتدا دانای لازم را کسب کندو در ابتدا باید مبدا را بشناسد تا بتواند حرکت کند یعنی بداند و قبول کند که مصرف مواد ،الکل،دروغ و غیبت و سایر ضد ارزش های که به انسان آسیب می رساند جز صراط مستقیم نیست .و تنها  با حرکت درست می تواند به مقصد برسد و در این مسیر راه و بی راه های زیادی استکه ممکن ست انسان را از هدفش دور نمایدافراد مصرف کننده نماز می خوانند ولی با مصرف مواد یا سیگار و افکار منفی از هدف  فاصله می گیرند .

در نهایت روبرو شدن با پل صراط اگر انسان می خواهد وارد راه مستقیم شود در همه موارد کاری ، خانوادگی ، دوستی و .... در کنگره ممکن است به من پیشنهاد رشوه شود ممکن است بتوانم به کسی که ناآگاه است جنسی را گران بدهم یا ممکن است شرایط فراهم باشد که من سفرم را خراب کنم یا دروغ بگویم یا غیبت کنم و یا هر ضدارزش دیگری . اگر توانایی آن کار را که به من پیشنهاد داده شده را داشته باشم ولی انجام ندهم آن وقت از پل صراط که با نازکی یک مو است عبور کرده ام و بعد از آن پل می توانم به راهم ادامه بدهم . افرادی که سفرشان خراب می شود نتوانسته اند از آن پل عبور نمایند و این نیاز خیلی شدیدی به دانایی و توان جسمی دارد . ان شاء ا... روزی بتوانیم از همه ضد ارزشها دوری نماییم .

 

 

 



تاریخ : چهارشنبه هجدهم اسفند 1395 | 10:45 قبل از ظهر | نویسنده : حسن رضوانی

 برداشتی از سی دی شجره

شجره یعنی درخت و مثالی است برای پی بردن به عمق مسأله و هر درختی میوه ی به خصوص خودش را تولید می کند ، و نشانه هایی برای آنها تعریف شده که انسانهایی که هوشیار هستند و زیرک و دانا هستند همیشه برای انجام کارهایشان فکر می کنند که چه کاری را چگونه انجام بدهند؟ و چیزهایی را که از آنها سر در نمی آورند به آن نزدیک نشوند ، 

چونکه هر انسانی می تواند اول به درخت آلوده نزدیک شود و بعد خودش تبدیل شود به شجره آلوده ، و آن شجره می تواند میوه ممنوعه داشته باشد ، مثل فرد مصرف کننده که اول مواد مصرف می کند و بعد کم کم وارد ضدارزشها مثل دروغ ، کینه ، نفرت ، ترس ، ناامیدی ، منیت و ... می شود و اینها میوه ی شجره می باشد که هم برای خودش مشکل ساز می شود و هم میوه هایش را خانواده یا جامعه مصرف می کند و ممکن است این افراد به ظاهر زیبا و فریبنده باشند و انسانها را به طرف خودشان سوق دهند و اینگونه افراد می توانند مرد یا زن باشند که وقتی به آنها نزدیک می شویم مثل آتش انسان را می سوزانند . این افراد ممکن است در کنگره هم وجود داشته باشند که اگر به آنها نزدیک شویم ، ممکن است سفرمان خراب شود و این همان سوختن است و یا اگر حرمتها را درست گوش نکنیم و به آن عمل نکنیم یعنی به شجره پلید نزدیک شده ایم و قوانین کنگره تابلوهای جاده هستند تا من مسافر گمراه نشوم و باعث خراب شدن زمان بیداری و خواب نشوم و دچار کابوس نگردم . ان شاء الله بتوانم بایدها را انجام و نبایدها را حذف کنم .



تاریخ : چهارشنبه هجدهم اسفند 1395 | 10:44 قبل از ظهر | نویسنده : حسن رضوانی

برداشتی از سی دی رنج ابدی

قوانین بازی انسانها در هستی به نوعی بازیگر هستند و هر کدام ازانسانها نقش خودشان را بازی می کنند . براساس دانایی بعضی از انسانها به گونه ای بازی می کنند که باعث آسایش و خوشحالی خودشان و دیگران می شوند و در هر کجا که قرار بگیرند. 

آن نقطه را به زیبایی می سازند و دیگران از آنها لذت می برند مثل آقای مهندس که چشمه زلال است که هر کسی از این چشمه آب بخورد باعث لذت می شود و رنجش برای زندگی کردن کم می شود و در کنگره به این نتیجه رسیده ایم که رنج مثل یک سکوی پرتاب است برای رشد انسانها و باید از آن خارج شویم و برای انسانهای نامید و جاهل باعث می شود که به عمق ظلمات بروند و انسانها می توانند با حرف ، نگاه و اعمالشان تولید کننده رنج برای خودشان و دیگران شوند مثل فرد مصرف کننده که با مصرف مواد رنج را برای خودش و اطرافیانش تولید می کند و هر انسانی با کمی تفکر می تواند متوجه شود که آیا تولید کننده رنج است یا آرامش . و ضمنا بخشش می تواند از رنج بشر بکاهد و هر کجا که انسان زیاده خواه شود و از قوانین الهی که همان قوانین بازی است سرپیچی کند رنج و ناراحتی به وجود می آید و تمامی آنها از ذره شروع می شود و تبدیل به رنج ابدی خواهد شد .

مادر مهربانی ها رنج است                                زیر هر رنج هزار گنج است .




تاریخ : جمعه بیست و نهم بهمن 1395 | 11:13 قبل از ظهر | نویسنده : مرتضی ضیایی

CD عناصر معرکه گیری 

اگر بنائی اباد باشد، اما ساکنین ان خراب باشند بنا هم کم کم روبه ویرانی ونابودی میرود ،اما ساکنان اباد در برابر بناهای خراب یا ویرانه انجا را میتوانند احیا نمایند مهم برای ما اینکه اگر بنایی که در نظر میگیریم میتواند وجود انسان باشد بنا هم میتواند یک لژیون باشد ،بنا میتواند یک خانواده باشد ،بنا میتواند یک کشور باشد ،میتواند یک روستا باشد ،یک دانشگاه باشد،یک متن پزشکی باشد ،با این تفاسیر شما در نظر بگیرید ؛اگر بنائی اباد باشد اما ساکنین ان خراب باشند بنا هم کم کم رو به نابودی میرود ،حتی بنا (کنگره 60) باشد .


ادامه مطلب
تاریخ : جمعه بیست و نهم بهمن 1395 | 11:06 قبل از ظهر | نویسنده : مرتضی ضیایی

نوشتار سی دی حس

استاد امین دژاکام

همه چیز طبق خواست و فرمان صورت می گیرد چیزی اتفاق نمی افتد مگر این که ما خواسته ایی داشته باشیم و به خاطر آن خواسته ، فرمان اجرا می شود  ممکن است خواسته معقول یا غیر معقول باشد بعد از این که فرمان صادر شد خواسته ها شرایط را بوجود می آورند و عملی می شوند ممکن است خواسته فرد این باشد که به اعماق تاریکی برود، ممکن است خواسته اش این باشد که جزو نیروهای منفی بشود، شاید خواسته اش این باشد که انتقام بگیرد و یا ... تمام مسائل وقتی اتفاق می افتند که خواسته ایی در ما وجود داشته باشد.


ادامه مطلب
تاریخ : جمعه بیست و نهم بهمن 1395 | 10:15 قبل از ظهر | نویسنده : مرتضی ضیایی

نقش ورزش درحس

اندروفین.سرتونین.دوپامین؟؟؟؟

محققان آلمانی دریافتند که در هنگام ورزش ،حجم ترکیبات و هورمونهای تولید شده در بدن ،دقیقا در همان مناطقی از مغز بیشتر می شود که احساسات در آنجا پرداخته می شوند.این یافته ها،علت شادی و نشاط و دوام آن را در ورزشکاران توجیه می کنند.
اندروفین یک گروه از افراد را پیش و پس از یک پیاده روی مداوم دو ساعته اندازه گیری کرده اند.در این تحقیق ،ترکیباتی اندازه گیری شدند که در بدن ساخته می شود و اثری شبیه مورفین دارند.(اندرو فینها ترکیبات شیمیایی آرام بخشی هستند که در مهره داران از غدد مخاطی و هیپوتالاموس ترشح می شوند.معروف ترین انواع اندروفین ها ،آلفا ،بتا و گاما هستند که نوع بتا تاثیر زیادی در کاهش درد دارد).به گفته پروفسور هنینگ بوکر،سرپرست گروه تحقیق در شهر بن آلمان پس از آزمایش یاد شده ، در کمال تعجب دیده شد که بیشترین میزان اندروفین در همان بخشهایی از مغز آزاد شده است که نقش کلیدی در پردازش احساسات دارند.
با توجه به میزان ترشح هورمونها در بخشهای مختلف مغز،می توان اثر ورزش مداوم را شرح داد:ورزش مداوم موجب خوش اخلاقی می شود،درد را تا حد زیادی تسکین می دهد و خواب شب را راحت تر می کند.
فعالیت های ورزشی همچنین علاوه بر افزایش تمرکز و توانایی های جسمی و فکری ،آرامش و تعادل پایدار را هم در پی دارد.
این که هورمونهای دیگری همچون دوپامین و سروتونین در ورزشکاران بیشتر تولید می شود،از مدت ها قبل برای محققان روشن است. سرتونین هورمونی است که موجب احساس رضایت و آرامش می شود و دوپامین نیز بخش مربوط به ستودن و تشویق کردن را در مغز تحریک می کند.

 



تاریخ : جمعه بیست و نهم بهمن 1395 | 10:10 قبل از ظهر | نویسنده : مرتضی ضیایی


مثلث تاریکی) استاد امین دژاکام
)

 برای اینکه به حال خوش برسیم، باید یک سیر و یک مراحلی را طی کنیم که این مراحل دارای قوانینی هست و شاید اگر اکنون شروع کنیم، 6 ماه بعد و یا یک سال بعد (بسته به وضعیت خودمان) به حال خوش می‌رسیم و همچنین بستگی به این دارد که چقدر تلاش کنیم تا آن حال خوش را در خودمان به وجود بیاوریم و ممکن است مدت‌ها طول بکشد تا جوانه‌های آن را ببینیم و می‌توان گفت که اکثر انسان‌ها از حال خوش محروم هستند و بیشتر تلاشی که انسان‌ها می‌کنند به خاطر این است که این حالت را پیدا کنند؛ اما چون اکثراً از قوانین آن آگاهی ندارند، تقریباً هر عملی را که انجام می‌دهند، نتیجه برعکس می‌شود یعنی؛ حالشان بهتر که نمی‌شود، بدتر هم می‌شود و با تلاش‌هایی که انجام می‌دهند بیشتر قوانین را نقض می‌کنند و این نقض قوانین باعث می‌شود که حالشان بدتر بشود.



ادامه مطلب
تاریخ : یکشنبه هفدهم بهمن 1395 | 11:05 قبل از ظهر | نویسنده : مرتضی ضیایی

متن سی دی عمل استاد امین

موضوع انتخابی امروز مربوط به دستور جلسه عمل سالم و به ظاهر نیک می باشد. دستور جلسات به گونه ای انتخاب می شوند که ما روزمره با آن سر و کار داریم. موضوعات انتخابی من هم به همین صورت است و خودم با آن موضوع درگیر هستم و برایم یادگیری دارد. وقتی به صورت کلی به موضوعات نگاه کنیم، همه فعالیت هایی که انسان انجام می دهد بالاخره یکعمل حساب می شود.

از کوچکترین کارها مثل مسواک زدن تا بزرگترین کارها مثل دانشگاه رفتن و غیره. معمولا ما اعمال و کارهای بزرگتر را در نظر می گیریم و در موردشان فکر می کنیم. پرسشی مطرح است که ما از انجام دادن اعمال چه هدف و مقصودی داریم؟ جواب ساده این است که باید نیازهای خود را برطرف کنیم. بعضی از این اعمال مربوط به نیازهای حیاتی ما هستند مثل غذا خوردن و ما مجبوریم آنها را انجام دهیم. یک سری اعمال شرط حفظ و بقاء را انجام می دهد. بعضی اعمال هم باعث رشد و توسعه ما می شود. همان 2 شرطی که ساختارها آن را دنبال می کنند. انسان هم خود ساختار است و خارج از ساختار نیست. این اعمال باعث می شوند ما مشکلاتی مثل اعتیاد را حل کنیم. آیا می توان انجام اعمال را قانونمند کرد؟اعمال ما چه شرطی دارند؟

به طور کلی اعمال ما 3 شرط دارند و مثلثی را تشکیل می دهند با 3 ضلع زیر که در ادامه در رابطه با آنها توضیحاتی می دهیم.

1- توان فیزیکی برای انجام کار

2- فنون و تکنیک های انجام کار

3- حس انجام کار

برای انجام هر عمل اولین شرط توان فیزیکی مرتبط با آن کار است. مثلا برای مسواک زدن باید یک دست داشته باشیم و دوم اینکه قدرت فرمان دادن به دست را هم داشته باشیم. برای ویالون و یا پیانو زدن  هم شرط اول توان فیزیکی می باشد. بنابراین مشکلات جسمی می تواند از انجام کارها جلوگیری کند. بخشی از آموزش های اساتید مربوط به آمادگی جسمانی شخص می شود، تا بتواند عمل مورد نظر را انجام دهد. یکی از دلایلی که در کنگره به ورزش کردن تاکید می شود همین توان فیزیکی می باشد

قسمت دوم که در انجام اعمال نیاز است: آموختن تکنیک های مرتبط با آن عمل است. مثلا اگر تعمیرکاری می خواهد دستگاهی را تعمیر کند باید تمام موارد مربوط به دستگاه را از قبیل نقشه دستگاه، اجزا الکتریکی و ... را برانداز کند. حتی مسواک زدن ساده هم فنونی دارد و اگر از متخصص سوال کنیم، شاید مسواک زدن ما نه تنها مفید نیست بلکه به دندان ها آسیب هم می رساند. انسان برای یادگیری فنون باید آموزش بگیرد. این قسمت فقط توسط استاد صورت می گیرد.

گاهی اوقات ممکن است ما فنون انجام کار را فرا گرفته باشیم اما به مرور زمان توان فیزیکی ما تحلیل رفته باشد. مثلا یک مربی کشتی ممکن است پس از گذشتن زمانی نتواند فن مورد نظر را اجرا کند اما می تواند به خوبی آن را انتقال دهد.

ویژگی سوم برای انجام عمل، حس انجام عمل است. دیده می شود که یک هنرمند به کار خود خیلی وارد است و هم توان فیزیکی دارد و هم آموزش لازم را گرفته است اما در اجراهای خود متفاوت ظاهر می شود. مثلا در اجرایی به او می گویند عالی بودی ولی در فاصله زمانی کوتاهی خبر بدی می شنود و اجرای بعدیش خراب می شود. پس این ویژگی حائز اهمیت است و این همان تفاوت بین انسان و ربات است. چرا ما پول زیادی می دهیم تا به اجرای زنده  موسیقی(کنسرت) برویم؟ علت چیست؟ می توان با مبلغ اندکی سی دی مورد نظر را بخریم و موسیقی را گوش دهیم. علت همان حس است که در اجرای موسیقی استفاده می شود. توان فیزیکی ذره ذره بوجود می آید و فرا گرفتن مهارت ممکن است ده سال طول بکشد ولی این حس است که کاملا قابلیت نفوذ دارد و نیروهای تخریبی می توانند آن را تخریب کنند. به عبارتی نیروهای بازدارنده روی دو ضلع دیگر(توان فیزیکی و مهارت) نمی توانند کاری را پیش ببرند، اما در حس می توانند مداخله کنند و با این کار به هدف خود که توقف و آلوده کردن حس است می رسند. مثلا فوتبالیستی را تصور کنید که بسیار حرفه ای است و در تمام رسانه ها و دنیای فوتبال شناخته شده است و تمام تیم ها به دنبال این هستند که وی در تیمشان بازی کند. اما در یک بازی با حریف درگیر می شود و گوش حریف را گاز می گیرد. این کار محرومیت را در پی دارد و فرد یکباره همه چیز و جایگاهش را از دست می دهد. یکی از اعضای کنگره در خارج کشور در کلاس های موسیقی شرکت می کرد و می گفت این کلاس ها بسیار سختگیرانه بودند و با 2 بار اشتباه زدن نت فرد را اخراج می کردند. به همین علت افراد مجبور بودند در طول روز 12 ساعت تمرین کنند تا قطعه را درست اجرا کنند اما چون توان فیزیکی لازم برای این کار را نداشتند از شیشه و کوکائین استفاده می کردند تا بتوانند در آن کلاس ها شرکت کنند. به نظر شما فلسفه این کار چیست؟ آیا ارزش دارد به خاطر انجام یک سری کارها هزینه گزافی بپردازیم؟ به راستی علت ساختن قطعات موسیقی ماندگار چیست؟ مگر به جز این است که شخص با فرا گرفتن این قطعات لذت ببرد و شاد شوند. حتی اگر سازندگان این قطعات هم در این کلاس ها شرکت می کردند نمی توانستند نمره قبولی را کسب کنندگاهی مسائلی اهمیت پیدا می کنند که هدف اصلی نیستند. علت این است که در قدیم اساتیدی که فنی را آموزش  می دهند به اندازه توان(فیزیکی، مهارت و حس) شخص از او کار می کشیدند. اما اساتیدی که عالم نیستند ممکن است روی یکی از مسائل بالا بیشتر متمرکز شوند و باعث شود که اضلاع دیگر رشد نکنند.  قبل از این که اینجا بیایم فردی از من پرسید که برای امتحان اردیبهشت ماه استرس زیادی دارد. استرس، دغدغه و ترس بیش از اندازه فرد را دچار مشکلات زیادی می کند. ترس کم خوب است اما ترس زیاد انسان را فلج می کند. اصلا ما چرا امتحان کمک راهنمایی  می دهیم؟ فلسفه اصلی این است که امتحان می دهیم که جایگاهی کسب کنیم و به واسطه آن به دیگران خدمت کنیم. اما همینطور بدون داشتن علم و آگاهی و دانش نمی شود این کار را انجام داد. پس کنگره ناچارا از افراد امتحان می گیرد. اگر این موضوع از اندازه خارج شود و تبدیل به امری حیاتی شود که اگر قبول نشوم همه چیز نابود می شود و ... ، در این صورت فضای خانه را خراب می کنیم و همسر و فرزندمان را اذیت می کنیم. این فضا اصلا خوب نیست. در انجام عمل باید ضلع مخفی را که همان حس است، مورد توجه قرار دهیم. به عبارتی آیا مطالب را با حس خوب مطالعه می کنیم؟ آیا لذت می بریم؟ اگر جواب منفی بود باید حسمان را عوض کنیم. البته در ابتدای امر اکثر انسان ها نسبت به انجام عمل جدید، حس خوبی ندارند. چون یادگیری قوانین قدری مشکل است ولی پس از یادگیری قوانین باید کار را تبدیل به فعالیتی لذت بخش کنیم. بزرگترین هنرمندان و دانشمندان کسانی نبودند که ضریب هوشی بالایی داشتند بلکه کسانی بودند که توانسته اند آن کار و یا فعالیت را لذت بخش کنند. علت این است که اگر ما کار را با لذت انجام ندهیم ممکن است در تکنیک خیلی پیشرفت کرده باشیم اما در هنگام انجام کار چون حسمان خوب نیست نمی توانیم احساس خوبی را به دیگران منتقل کنیم. صدها نوازنده پیانو وجود دارد اما یک نفر ریچارد کریدرمن می شود. وی شاید از لحاظ مهارت در لیست نوازندگان نفر آخر باشد اما قسمت حس او خوب رشد کرده و همه او را می شناسند و ماندگار شده است. در تمام کارها باید ضلع سوم را مورد توجه قرار دهیم. باید در عمل کردن آنقدر تغییرات ایجاد کنیم که کارمان لذت بخش شود. خدمت در کنگره لذت بخش است چرا که در آنجا حس درست است، ولی بقیه فعالیت ها چی؟ خدمت در کنگره نوعی تمرین است تا ما در زندگی بتوانیم حال خوش را تجربه کنیم. من تجارب زیادی از حال بد داشته ام. چرا که کار را  فقط به خاطر جایگاهش و یا کلاسش انجام می دادم و خود فعالیت توجه نمی کردم. به طور کلی اگر کاری را قلبا دوست نداریم بهتر است اصلا سراغش نرویم چراکه زمان و عمر انسان محدود است و نمی تواند تمام کارها را تجربه کند

اگر سه ضلع این مثلث متقارن باشد ما از انجام عمل بیشترین لذت را می بریم و بهره مندی بالایی داریم. در صورت عدم تقارن برداشت چندانی از انجام کار، نخواهیم داشت.

حال آیا می توان برای تشخیص عمل سالم و به ظاهر نیک از این مثلث استفاده کرد؟

در انتهای جزوه جهانبینی معادله ای داریم با نام معادله عملکرد. این معادله می گوید:

انرژی بدست آمده از یک کار= حس انجام آن کار × مسیر طی شده برای انجام کار

حس سالم قطعا از قلبی سالم بیرون می آید، یعنی اگر کاری را با حس سالم(نیت سالم) و یا همان قلبی سالم که عاری از نفرت، کینه و .... است انجام دهیم و مسیر حرکتمان در راستای قوانین الهی باشد، کار بدست آمده همان عمل سالم استپس عمل سالم عملی است که با حس سالم و در مسیر قوانین الهی انجام بگیرد. مثلا در ساز زدن و درس دادن. معلم  شروع به درس دادن می کند که درس دادن همان مسیر حرکت است. حال اگر این کار را با حس سالم انجام دهد نتیجه اش عمل سالم می شود. برای انجام عملکرد دو مولفه داریم،1- حس و 2- قوانین و اصول.

حال اگر حس خوب باشد ولی در جهت قوانین و اصول الهی نباشد چه اتفاقی می افتد؟ به عبارت دیگر اگر نیت مان خوب باشد اما راه انجام دادن آن کار را بلد نباشیم و ندانیم، چه اتفاقی می افتد؟ نتیجه این کار، عمل به ظاهر نیک می شود. مثل مشاوره دادن غلط به تازه واردین و خیلی کارهای دیگر.

حالت دیگر این است که حس انسان(نیت) برای انجام کار خوب نیست اما قوانین کار را خوب می داند. در این صورت چه اتفاقی می افتد؟

مثال بارز این عمل هیتلر است.کار را درست و اصولی انجام می داد ولی حسش منفی بود و نشآت گرفته از انتقام وکینه بود. کینه ای که به علت شکست آلمان در جنگ جهانی اول و پرداخت هزینه و غرامت زیاد از دیگر کشورها در دل داشت. فرماندهان آلمان برای این کار پانزده سال روی نقشه های جنگی مطالعه کرده بودند و آنها را آنالیز می کردند. نتیجه این کار چیزی جز شر نبود.

حالت دیگری وجود دارد که شخص نه حس خوب دارد و نه قوانین را بلد است. چه اتفاقی می افتد؟

این عمل همان جنایت و خیانت است. مثل گروه های تروریستی که حس شان نفرت و انزجار و  ... است و در روش های خود از هیچ قانونی پیروی نمی کنند و برایشان افراد بیگناه و زن و بچه معنایی ندارد.

نکته: اگر انسان حرکت کند و حسش خوب باشد، با تلاش و ادامه مسیر و آموزش گرفتن به آرامی به عمل سالم می رسد. در این مسیر ممکن است اشتباه هم کند.(نام دیگر عمل به ظاهر نیک همان اشتباه است). اگر حس انسان خوب باشد به آرامی به عمل سالم نزدیک می شود. همین جا است که قرآن می فرماید ما سیئات آنها را به حسنات تبدیل می کنیم.(سیئات یعنی نقاط ضعف)

به عبارتی با ورود به کنگره، با حس خوب و ادامه کار به آرامی به جایگاه استادی و کمک راهنمایی و ... می رسیم. اما اگر حسمان خوب نباشد در ادامه به نقطه ای می رسیم که دیگر از قوانین هم پیروی نمی کنیم و این باعث سقوط ما خواهد شد

به طور کلی تفاوت عمل سالم و به ظاهر نیک همین موضوع استعمل سالم عملی است که با حس و نیت خوب انجام گیرد و از قوانین پیروی می کند.

 



تعداد کل صفحات : 19 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

  • paper | ری شاپ | جستوجوی فایل