تاریخ : سه شنبه هجدهم آبان 1395 | 11:42 قبل از ظهر | نویسنده : مرتضی ضیایی

سومین جلسه از دوره چهل و هشتم سری کارگاههای آموزش جهان بینی کنگره ۶۰ مورخ ۹۲/۰۸/۰۸ با نگهبانی و استادی آقای مهندس دژاکام و دبیری آقای عباس  با دستورجلسه " روش های ترک اعتیاد ، روش درمان ( DST )  و بهترین راه" رأس ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار نمود .

دستور جلسه امروز در مورد روش های ترک اعتیاد ، روش درمان ( DST ) و بهترین راه می باشد و من از یک منظر دیگر روش های ترک را مورد بررسی و آنالیز قرار داده و  گفته ام  زمانی که پشت سر خود را از نظر درمان اعتیاد نگاه می کنیم  ، فقط ویرانه های متعدد و ساختمان های زیادی را می بینیم که ویران شده اند . این امر به منزله این است که روش ها و متدهایی که برای درمان اعتیاد بکارگرفته شده بود ، هیچ کدام برمبنای علم نبوده و جوابگو نیستند.


در یک دوره برای درمان اعتیاد قرص های ضد فشار به معتادین داده می شد و معتادان برای درمان از اینگونه قرص ها استفاده می کردند . با مصرف این قرص ها حالشان بهم ریخته و اتاق غذاخوری را با دست شویی واقعاً اشتباه می گرفتند . من نمی خواهم شعار دهم چندین بار به واقع این اتفاق افتاده بود که در اثر استفاده از قرص های ضد فشار ، فشار خونشان پائین آمده و خماری را احساس نمی کردند و زمانی که خماری را حس نمی کردند ، چیزهای دیگر را نیز احساس نمی نمودند . در این حالت صورت مسئله را تماماً پاک میکردند . انسانی که فشارش پائین آمده و خون به مغزش نمی رسد ، قدرت تشخیص نداشته و شنوایی و بینائیش کاهش پیدا می کند و بین سیاهی و سفیدی را نمی تواند تشخیص دهد و در سطح کشور و جهان این روش استفاده می شد. جای این روش نورجیزک و تمجیزک به بازار آمد و وارد حوزه درمان شد . معتادانی که نیم گرم شیره و تریاک می کشیدند تبدیل به معتادانی تزریقی شدند و خیلی بدتر و خطرناک از معتادان تزریقی بودند چرا که هم تزریق می کردند و هم به دلیل وجود کورتون در این مواد بدنشان ورم می کرد و در نهایت منجر به مرگ فرد مصرف کننده می شد . در حال حاضر از این مواد نورجیزک و تمجیزک خبری نیست . سپس روش های بیهوشیURD و UROD آمد که آن هم کوس رسوایی اش زده شد . سپس قرص های ناپروکسن و نالترکسون به روی کار آمد . بعضی ها وارد مرحله ای می شدند که عمودی وارد پروسه درمان شده و باخوردن این قرص ها افقی و با کمک اشخاص دیگر از کیلینیک خارج می شدند . سپس وارد پروسه دیگری شدیم که گروهی از افراد معتاد دور هم گرد آمدند و یکسری تئوری دادند که اعتیاد بر مبنای سه پایه بنا شده است .یکی این بود که اعتیاد بیماری مرموزی است و کسی نمی تواند از آن سر در بیاورد . دوم اینکه اعتیاد لاعلاج و غیر قابل درمان است و فرد تا آخر عمر به آن مبتلا است و سوم  ، اعتیاد بیماری پیش رونده است و کسانی که بیست سال پیش نیز ترک کرده اند همچنان حالشان خراب است و احتمال برگشت در آنها وجود دارد . این افراد هنوز خود را ناقص می دانند و حتی خودشان را با  دیگران متقاوت دانسته و می گویند که ما دارای نواقص شخصیتی بودیم که معتاد شدیم . ممکن است چند نفری که الکل مصرف می کردند حالشان خراب بود و ضعف داشتند ولی این دلیل نمی شود کسانی که مصرف کننده اند حتماً دچار نواقص شخصیتی هستند . ما افرادی را داریم که خیلی موجه هستند و جزو کارمندان بلند مرتبه و یا اعضای شرکت های خصوصی و یا پزشک و مهندس اند و مصرف نیز می کنند و هیچ نقص شخصیتی نیز ندارد و بالای سر زندگی و زن و بچه خود می باشند .

 هر کسی که مواد مخدر مصرف کرده است که دزد و فاسد و بیمار روانی نیست . مثل این می ماند که بگوییم هر کس که قرص روانگردان می خورد دچار نقص شخیصتی است ، می توانیم بگوییم دچار کمبود یکسری مواد نوروترانسمیتر است و موادی مانند دینورفین ، اندروفین و دوپامین اش کم بوده که مصرف کننده شده است ولی اینکه نقص شخصیتی داشته حرف درستی نیست.

وقتی سابقه این روش ها را نگاه می کنیم،  می بینم که همه به پائین ریخته اند . زیرا حقیقت هر اندازه که کوچک باشد بالاخره روزی خود را نمایان می کند و اگر چیزی کذب باشد ، هر میزان که کوچک باشد نیز خود را روزی نشان می دهد .

البته این طور مسائل خیلی سریع خود را نشان می دهد . مانند شیشه که در حال کم شدن است .  قطعاً شیشه هم تا یک یا دو سال دیگر از بین می رود .چون آن توقع و انتظاری که مردم از شیشه داشتند، چیز دیگری بود . نسل های جدید کمتر به شیشه روی می آورند و هروئین دوباره به بازار آمده است .

من از این موضوع خوشحالم ، زیرا هروئین یک ماده مخدر مانند تریاک است و فرد هروئینی چرت می زند ، سر کار نمی رود و معتاد است . ولی ما یک معتاد شاخ دار و یک معتاد بی شاخ داریم.کسی که مصرف کننده شیشه است یک معتاد شاخ دار است . تهدید به قتل می کند ،دیگران را می کشد و برای جامعه یک سم است . مانند جانیان ولگرد می ماند . زمانی که یک شیشه ای در حالت توهم است کسی حریف او نیست. مردم نیز این را می فهمند و یواش یواش شیشه نیز عمرش تمام می شود و هروئین روی کار می آید .

یک هروئینی جامعه و افراد خانواده اش را تهدید نمی کند . آن روش های درمانی خود را نشان داده اند و مانند حباب یک شور هیجان کاذب بودند و بعد دیده شد چیزی نیستند . جالب این است که این روش ها با بوق و کرنا می آیند ولی رفتنشان بی سر وصدا ست.

زمانی که نالترکسون آمد ، در رادیو و تلویزیون و بحث های علمی راجع به آن صحبت می شد ولی اکنون دیگری حرفی راجع به آن زده نمی شود . در مورد روش های URDو تمجیزک و نورجیزک نیز تبلیغات وسیعی می شد که این مواد چه اثراتی دارند . و کار به جایی رسید که معتادینی که روزی تنها نیم گرم تریاک میکشیدند تبدیل به معتادین تزریقی و ورم کرده شدند .زمانی که به پشت سر این روش ها نگاه می کنیم می بینیم که خرابه و ویرانه ای از روش های ترک اعتیاد بر جا مانده است.

 البته من قصد نقد این روش ها را ندارم و تنها درد و رنج بشر از روش های کشف نشده است . خیلی از انسان ها در سراسر گیتی در رنج هستند . مثلاً کسی 25 سال مواد مخدر  را کنار گذاشته ولی دست به خودکشی می زند . مگر می شود انسان 25 سال به دلیل رودربایستی مواد نزند . من اگر حالم خوب نبود با هیچ کس رودربایستی نداشتم و مواد می زدم . اگر مرا جایی ببرند که هیچ کس نباشد و بگویند مواد بزن اینکار را نمی کنم.  من بی می مستم و بی شراب شوریده  . مواد داخلی بدن من بخوبی در حال ترشح است .  تریاک و هروئین دیگر چیست .

در حال حاضر ساعت چهار و نیم صبح از خواب بیدار شده و به استخر شهید شیرودی می روم و  بالغ بر 150 نفر از اعضای کنگره 60 صبح زود و زمانیکه که خورشید هنوز طلوع نکرده در این استخر در حال شنا هستند و از تمام شعب رباط کریم و کرج و ری و ... نیز می آیند.

چه عاملی باعث می شود که این افراد صبح به این زودی در استخر حاضر شوند . معتادینی که ساعت 12 ظهر نیز انگار کسی آنها را با چسب به رختخواب  چسبانده و بیدار نمی شدند ، چه اتفاقی افتاده که صبح زود آنجا هستند . افراد میانسالی که شنا بلد نیستند نیز در آنجا شناها را توسط افراد حرفه ای آموزش می گیرند ، این افراد بر چه مبنایی می آیند ؟

روز جمعه دومین سال شروع مسابقات کشتی جام سردار است و 10 تیم از تهران و توابع در آن شرکت می کنند و چندین میلیون تومان نیز هزینه این مسابقات است که آن را پرداخت کرده ایم . امروز ساعت 12 تیم فوتبال کنگره 60 در لیگ دسته اول تهران  مسابقه داشته است . برد و باخت در این مسابقات مهم نیست . مهم شرکت در این مسابقات است .

صبح امروز آنی کماندار که بهترین تیرانداز در رشته ریکرو تیر اندازی با کمان استان تهران شناخته شده است ، با شبکه ورزش مصاحبه زنده تلویزیونی داشته است .  این ها نشان می دهد که با این  روش این افراد به درمان رسیده اند و این برای همه ما بسیار ارزشمند است  . چهره افراد به درمان رسیده بسیار تغییر کرده است . خوشبختانه ما فقط مواد را کنار نگذاشته ایم. ما توانسته ایم دیدگاه خود و خانواده هایمان را عوض کنیم.

زمانی که وارد کنگره شده و در خط قرار میگیریم ترک مواد و کنار گذاشتن آن کاری نداشته و مانند آب خوردن است . این مسائل آنچنان به نتیجه می رسد که اصلاٌ به ذهنتان نیز خطور نمی کرد . مانند بچه ای که تازه از مادر متولد شده است و تا چشم بر هم می گذارد می بیند که یک سال اش شده و خود راه رفتن را یاد می گیرد . در کنگره نیز به همین شکل است . باید قوانین را انجام دهید و سر سفره ای که پهن کرده اند غذای خود را بخورید و با کفش بر روی سفره راه نروید . با انجام این امور به درمان قطعی می رسید و این برای ما بسیار ارزشمند است . زیرا همه در کنگره  تمرین کرده و زندگی کردن را یاد می گیریم.سرمان به کار خودمان گرم است و پشت سر کسی صحبت نمی کنیم و از زندگی خود لذت می بریم . جمع کثیر و گروه بزرگی  هستیم ولی در کنار هم زندگی کرده و  به هم کمک می کنیم . میزان مشکلات در بین ما حداقل است . در خانواده و یا در اداره و محل کارتان ممکن است بینتان درگیری پیش آید . اما خوشبختانه در کنگره این مسائل حداقل است و حداقل اصطکاک وجود دارد  . هرکسی در حال  فعالیت است و همه در فکر این هستند که خدمت کنند و قصد افراد کنگره خدمت کردن است . افراد کنگره به نقطه ای رسیده اند که با خدمت کردن حالشان خوب می شود . هیچ کدام مزد نمی گیریم ولی از کار کردن مجانی لذت می بریم . زیرا با هم در کنگره زندگی می کنیم.

وقتی فردی از کنگره به شهرستان سفر می کند به دنبال این است که شعبه کنگره در کجاست تا به آنجا برود . منظور این است که همه مان در وضیعت خوبی قرار گرفته ایم و باید بخاطر این مسئله شاکر و شکر گزار خداوند باشیم . خوشبختانه یک  NGO هستیم که دستمان را جلوی هیچ کس دراز نکرده ایم . NGOهای دیگر برای گرفتن پول هر عملی را انجام می دهند .

ما از کسی پولی دریافت نمی کنیم ، زیرا نیاز مالی به هیچ عنوان نداریم. در بین خودمان هر کسی در هر حدی که هست سعی می کند کنگره را به یاری برساند . مرتباً برای کنگره در حال خرید ، اجاره و یا رهن ساختمان هستیم . در حال حاضر به دنبال جایی هستیم که قسمت اداری را به آنجا منتقل کنیم . قسمتOT کنگره مکانی بسیار کوچک است ولی چندین هزار نفر را برنامه ریزی کرده و OT  تمام شعب در کشور در این قسمت انجام میگیرد . در حال حاضر مکانی را در خیابان سهروردی اجاره کرده ایم که قسمت نشریات وOT به آنجا منتقل شود ولی باز هم مکان کوچکی است و باید ملکی را در این نزدیکی ها  برای کارهای اداری خریداری کنیم.

این صحبت ها را برای این کردم که شکرگذار باشیم و قدر یکدیگر را بدانیم . در حال حاضر من در  تهران زندگی می کنم و برادران و خواهر خود را مدت زیادی است که ندیده ام . به این دلیل که آن ارتباطی که باید باشد نیست . ولی اگر یکی از اعضاء کنگره را  که با یکدیگر کار می کنیم مدتی نبینم دلم برایش تنگ شده و پرس و جو می کنم که چرا نیست . همه مان همینطور هستیم. اگر می گوییم خانواده بزرگ کنگره 60 دقیقاً به صورت یک خانواده بزرگ درآمده ایم  و به درد هم می رسیم . یکی از نقاط مهم کنگره 60 این است که با هم همزبان شده ایم و زبان همدیگر را می فهمیم ، چرا من با برادرم ارتباط برقرار نکرده ام زیرا زبان هم را نمی فهمیم .

ما در این سیستمی که هستیم به صورت یک فرهنگ و یک زبان شده ایم و همه تلاش می کنیم که یک نفر به درمان برسد . در یک لژیون همه زحمت کشیده تا آن یک نفر به رهایی برسد . در حال حاضر آمار رهایی ها بسیار سریع در حال افزایش است به این دلیل که همه کار می کنیم تا یک نفر به درمان برسد . در یک شهرستان یک نفر به رهایی می رسد و می بینیم که تعداد زیادی همراه او به تهران می آیند تا در مراسم گل گرفتن او شرکت کنند و این بسیار قشنگ است ، این موضوع این مطلب را می رساند که همه کار کرده اند تا او به رهایی برسد.  رها شدن و به درمان رسیدن و خروج او از ظلمت را جشن گرفته و لذت می برند . ولی گاهی اوقات در قسمت بیرون اگر کسی به موفقیتی دست پیدا کند خیلی از افراد چشم دیدن این موضوع را ندارند . ولی در کنگره به این شکل نیست.

ما در حال یاد گرفتن این هستیم که چگونه زندگی کنیم . مهمترین مسئله ما این است که باید جهان بینی را همه مان کار کنیم . شعبه هایی که CD آموزشی شان به حداقل رسیده در حال از بین رفتن و منحل شدن هستند . شعبه هایی که ازCD ها استفاده نمی کنند جزء کنگره نیستند ، زیرا از قانون کنگره تبعیت نمی کنند .

 آنچه که باعث شده زبان ما یکی شود ، جهان بینی است ، جهان بینی سبب گشت کم کم ظاهر ما با باطنمان یکی شود . لژیون هایی که از سی دی ها استفاده نمی کنند نیز ذره ذره منحل شده و از بین خواهند رفت . شما با این آموزش ها زندگی کردن را یاد می گیرید که چگونه زندگی کنید و از زندگی بیشترین بهره را ببرید . آقایان در حال یاد گرفتن هستند که چگونه کار کنند تا پول بیشتری به دست آورند . برای بدست آوردن پول باید افکار تان آزاد باشد تا بتوانید به بهترین نتیجه کار انجام دهید. اعضایی که به درمان واقعی می رسند بدنشان کشش کار کردن طولانی را دارا خواهد بود .

بنابراین من به نوبه خود خداوند را شاکر هستم و امیدوارم همه  نیز شاکر باشند و آن جایگاهی که از آن استفاده می کنیم را قدر بدانیم و در کمک کردن به دیگران سبقت بگیریم . حرمت یکدیگر را نگاه داشته و مهر و محبت بینمان بیشتر باشد تا بتوانیم به انسان های بیشتری کمک کنیم و با کمک کردن به آنها حال خودمان نیز روز به روز بهترمی شود و مطمئن باشید آنچه که بار معنوی دارد قطعاً بار مادی نیز با خود به همراه خواهد داشت .



آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

  • paper | ری شاپ | جستوجوی فایل