تبلیغات
وب لژیون حسن رضوانی - از سی دی نور شمع آموختم:
تاریخ : جمعه دهم دی 1395 | 12:17 بعد از ظهر | نویسنده : مرتضی ضیایی

 

از سی دی نور شمع آموختم:

1- اگر خداوند بخواهد انسان را از تاریکی خارج کند و به سوی نور ببرد، در ابتدا ذره ای نور را به او نشان می دهد. نور شمع سمبل روشنایی و نشان دادن مسیر راه و حرکت ماست. وقتی می خواهیم از جهان اعتیاد خارج شویم، نیاز به یک راه داریم، و آن شمع نوری ست که راه را به ما نشان می دهد، به همین دلیل است که در جلسات کنگره 60 شمع را به عنوان سمبل روشنایی و نشان دادن راه روشن می کنیم.

2- ما مطالب کنگره را مرتب تکرار می کنیم، چون میخ را که می خواهید به دیوار بزنید، باید مرتب روی آن چکش بزنید، مطالب کنگره هم همین است، ما تکرار می کنیم که تو یادت باشد که با پای خودت آمده ای و می خواهی این مسیر را طی کنی و هیچ بندی جلوی تو نیست و هر وقت بخواهی می توانی بروی یا بمانی.

Image result for ‫سی دی نور شمع‬‎


3- پایه های مالی زندگی خود را مستحکم کنید تا خیالتان راحت شود و کاسه ی چه کنم چه کنم در دست نگیرید. کسی که معاش ندارد، معاد هم ندارد؛ چون همیشه دغدغه ی فکری دارد. اگر در ماه حتی 10 هزار تومان درآمد دارید، باید 2هزار تومان آن را پس انداز کنید و اگر این کار را انجام ندهید اشتباه است.

4- من هر سوالی که از استادانم می پرسیدم، همیشه می گفتند صبر کن؛ و این همان چیزی ست که من اکنون به شما می گویم و راهنمایان و استادان کنگره 60 هم به شاگردان می گویند. شاگرد سفر اولی شما هر چه می گوید بیشترین لغتی که به کار می برید این است: صبر کن... چون هر چه زمان پیش می رود و او به درمان نزدیک می شود، یاد می گیرد خیلی از مسائلش را خودش حل می کند.

5- (ما هدف داریم، اما اختیار تا آخرین لحظات با شماست، و این ممکن است شما را ناراحت کند.) این آخر دموکراسی و آزادی ست که خداوند خیلی خوب آن را به انسان داده است و او را در همه ی امور مختار کرده است. راهنما در هدایت رهجو هدف دارد و گاهی ممکن است شاگرد را ناراحت کند، ممکن است شاگرد را تحویل نگیرد، جواب سلامش را ندهد، و او از این کارها می خواهد نتیجه بگیرد و می خواهد شاگرد را هدایت کند تا در مسیر درست قرار بگیرد، اما در نهایت اختیار هر فردی دست خود اوست.

6- در این مسیر هر چه پیش تر می روید، لذت بیشتری هم خواهید برد و هر چه لذت بیشتری ببرید، مسئولیت شما هم زیادتر خواهد شد.

7- زمانی که تزکیه و پالایش انجام دهیم، می توانیم بر امواجی که از ما فرستاده می شود تسلط بیشتری داشته باشیم. چون امواجی که به صورت غیر ارادی می فرستیم، گاهی تخریب ایجاد می کند و گاهی باعث سازندگی می شود، اما وقتی که تزکیه و پالایش را انجام دادیم، امواجی که از ما ساطع می شود تحت کنترل ما در می آید.

8- اگر ما به جای خدا بودیم و می خواستیم جهان را خلق کنیم، اگر نیروهای بازدارنده را خلق نمی کردیم، آیا زندگی مفهومی داشت؟ هستی و حیات و زندگی بدون وجود نیروهای بازدارنده هیچ مفهومی ندارد؛ چون آن ها به عنوان نیروهای تکمیلی عمل می کنند. در پرتو نیروی مکمل است که ما ساخته می شویم.

9- خداوند به آن هایی را که دوست دارد، دانش و حکمت عطا می کند و آن هایی را که دوست ندارد، به آن ها زحمت گردآوری مال را عطا می کند تا در نهایت آن مال را بدهند به کسی که خداوند دوستش دارد...! در واقع آن ثروت مال خودشان نیست، فقط موظف هستند آن را جمع آوری کنند!

10- انسان نمی تواند هم قاضی باشد و هم مدعی. اما در بعضی از برنامه ها ما هم طرف دعواییم و هم داریم قضاوت می کنیم!

11- ما همه چیز را می دانیم و تمام آموزش ها درون ماست، اما از آن خبر نداریم و داریم یاد می گیریم که به آن چه درون ماست پی ببریم. آموزش ها در انسان به صورت بالقوه هست، فقط باید به یادمان بیاید؛ و این ساختاری ست که فقط درون انسان وجود دارد، شما هر کاری بکنید نمی توانید به یک گوزن سواد یاد دهید، چون در درونش این ساختار وجود ندارد.

12- ما در این هستی با 4 نیروی تخریبی و بازدارنده مواجه هستیم:

اولین نیرو:

اولین، قوی ترین، مهم ترین و سرنوشت سازترین نیروی تخریبی و بازدارنده جهل و نادانی خود انسان است. ما قبل از ورود به کنگره همیشه دیگران را مقصر می دانستیم و خودمان را مستثنی از همه چیز تصور می کردیم و تمام مسائل و بدبختی و بیچارگی ها را بر دوش دیگران می انداختیم. اما در کنگره می آموزیم که از همه قوی تر و نیرومند تر و بدتر جهل خود انسان است و این نیرو حتی از شیطان هم قوی تر است.نیروی منفی هیچ وقت جبر نمی کند، او فقط دعوت می کند؛ شما می توانید دعوت را بپذیرید یا نپذیرید.

دومین نیرو:

دومین نیروی بازدارنده در ماده نهفته شده است. در خود ماده نیست، اما در ماده نهفته شده است. اشتباه نگیرید که ما باید از مادیات دوری کنیم، بلکه باید طوری عمل کنیم که مادیات در اختیار ما باشد، ما در اختیار آن نباشیم.

سومین نیرو:

رفیق ناباب و یا همان شجره ی خبیثه است. همان که در کنگره می گوییم با نادان سخن مگویید؛ و ما باید از این  نیرو هم دوری کنیم. چون دوست و رفیق نادان و جاهل است که انسان را به ناکجا آباد می کشاند.

چهارمین نیرو:

نیرویی است که در بیکران وجود دارد که سر دسته ی آن ها ابلیس است و نیروهای خودش را به صورت الهام تغذیه می کند؛ یعنی به صورت بی سیم.  و زمانی که انسان به مرحله ی میانه یا انسانی رسید به او فجور یا تقوا الهام می شود.



آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

  • paper | ری شاپ | جستوجوی فایل